السيد محمد حسين الطهراني
58
معاد شناسى (فارسى)
خود را به خدا سپردند ، و خداوند در وجود آنان موجوديّت دارد . آنها از وجود خود در برابر وجود حضرت حقّ تعالى گذشتند ؛ و خود را به خدا دادند ؛ جزاى آنان خداست ؛ خون بهاى آنان خداست ؛ چه خوب در اين چند بيت راجع به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام اين حقيقت را مجسّم نموده است : شاهان همه به خاك فكندند تاجها * تا زيب نيزه شد سر شاه جهان عشق بر پاى دوست سر نتوان سود جز كسى * كو را بلند گشت سر اندر سنان عشق از لا مكان گذشت به يك لحظه بى بُراق * اين مصطفى كه رفت سوى آسمان عشق شاه جهان عشق كه جانانش از ألَست * گفت اى جهان حسن فداى تو جان عشق تو كشته منىّ و منم خونبهاى تو * بادا فداى خون تو كون و مكان عشق « 1 » اين از اختصاصات مقرّبين است ؛ پس مقرّبين نامهء عمل ندارند ؛ پس زحماتى كه در دنيا كشيدهاند : نمازها ، روزهها ، جهادها ، مصائب و شدائد چه مىشود ؟ اين حوريّههائى را كه خداوند متعال آفريده است ، اين بهشتها ، اين نسيمها ، اين نهرهاى جارى ، اين انهار اربعه : نهر عسل مصفّى ، نهر شراب و بادهاى كه موجب لذّت خورندگان
--> ( 1 ) « دمع السّجوم » پاورقى ص 196